تبليغاتX
د.سوسیالیست_ دولتی،فنی،ازاد مرودشت

د.سوسیالیست_ دولتی،فنی،ازاد مرودشت

 

چند کلمه با دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ( حسن غریبلو فعاّل کارگری )

دو سه سالی می شود که یکی از شعار های دانشجویان در مراسم های مختلف دانشجویی، تاکید بر اتحاد استراتژیک  جنبش دانشجویی با جنبش طبقه کارگر بوده است. این شعار ،شعار مهم و خوبی است که دانشجویان برای پلاکارد های خود انتخاب کردند.
زیرا که  ارتباط  دوطرفه جنبش کارگری و جنبش دانشجویی ، برای هردو جنبش لازم و برای دانشجویان چپ  حیاتی تلقی می گردد ، زیرا معیار مناسبی از هم جهتی  با جنبش پیشرو کارگری و دوری از انحرافات را به دانشجویان نشان می دهد.
چیزی که انگیزه من  به عنوان یکی از فعالین کارگری برای نوشتن این مطلب شد، این بود که  در روزهای اخیر با دعوای اینترنتی  تازه ای بین نیروهای مختلف دانشجویی، و حامی های حزبی و سازمانی آنها مواجه شدم که  شکی برای من  نگذاشت که  این دعواهای تازه، دقیقا به سبب دور افتادگی بعضی  جریانات دانشجویی ، از جدال های اصلی و جدی طبقاتی  است که مخصوصا در ماه های گذشته  به دلیل شرایط  اقتصادی وخیم کارگران و تورم، ده چندان شده است  و البته  نباید از چشم هیچ ناظر آگاهی پنهان بماند که دور شدن جریانات دانشجویی خاص از جنبش کارگری ،  توسط برخی از احزاب  موجود، تئوریزه شده و کاملا جزو استراتژی های آنها می باشد که به دانشجویان دیکته شده است.
در نگاه اول این جنجال ها تاسف آور به نظررسید، اما با گذشت زمان و زیاد شدن تعداد جدل های کتبی ، یقین حاصل کردم که این دعوا ها پایه های عینی و کاملا مادی دارد که خودش را در شرایط فعلی نشان داده است.
و حاکی از نشانه های بسیار بدی است که در تاریخ چپ ایران و سنت مبارزات کمونیست ها سابقه نداشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:18  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

در آستانه روز هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه قرار داریم که مبارزات آنها ، در بین مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا کنون از سوی کارگران و زحمتکشان با حکومت اسلامی سرمایه صورت گرفته است، یکی از کم نظیر ترین و برجسته ترین آنها بوده است و تجربه ای گرانبها برای جنبش طبقه کارگر محسوب می شود.

چراکه علاوه بر پیگیری مبارزات خود بر سرپرداخت دستمزد های معوّق و رسمی نمودن کارگران قراردادی و پیمانی که مستقیماً با اقتصاد و معیشت آنها و خانواده هایشان مرتبط است، هم زمان خواستار لغو پرونده سازی علیه فعّالین و رهبران كارگری و تحت پیگرد قرار دادن آنان هستند ، و از آن مهم تر به طور جدی و پیگیر ، بر خواست استراتژیک تشکل مستقل توده ای_طبقاتی خود پای می فشارند، که اگرچه بی واسطه به بهبود وضعیت معیشتی کارگران نمی انجامد، اما در شرایطی که سرمایه به سرکوبگرانه ترین شکل خود بر کارمزدی حاکمیت دارد، تورّم و گرانی به طرزی وحشیانه اقشار زحمتکش و تحت ستم را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار داده ، و اکنون با روند خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، بی حقوقی و نا امنی معیشتی کارگران عمیقا تشدید شده و خواهد شد، تشکّل های مستقل کارگری، ابزاریست در دست کارگران، تا با کمک آن، مبارزات اقتصادی هر روزه خود را بی وقفه پی بگیرند، و بتوانند با بهره گیری از آن، رسالت تاریخی خود را در روند مبارزات طبقاتی جاری، به انجام رسانند.

کارگران ، پیشرو تحرّکات و مبارزات عمیقی هستند که در بطن جامعه جاریست و با جدّیت و اراده خود ، در پیشبرد اعتراضات اجتماعی، این امید را در دل تمام نیروهای معترض و مبارز اجتماعی می پرورانند ، که سرانجام مبارزه متّحدانه و متشکّل کارگران و همه جنبش های اجتماعی، نظیر دانشجویان ، زنان، معلّمان و...که بر محوریت مبارزات طبقه کارگر باوردارند، پیروزی است.

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر کشور نیز، ضمن اعلام هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه، و حمایت بی قید و شرط از تمامی خواست های آنان، بار دیگر بر ضرورت اتّحاد استراتژیک جنبش دانشجویی با جنبش کارگری تاکید می کنیم و همگان را به هر گونه حمایت از مبارزه این کارگران و تمامی مبارزات کارگری موجود و زین پس، فرا می خوانیم. 

زنده باد هم بستگی طبقاتی کارگران!

زنده باد سوسیالیسم!

23خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:16  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

 

 

در جریان مراسم اعتراضی 13 آذر سال گذشته که با شرکت دانشجویان از نقاط مختلف ایران برگزار شد جمعی از این دانشجویان با سو استفاده از این مراسم که از پیش تر برنامه ریزی شده بود توانستند خود را با عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مطرح کنند و به افکار عمومی طوری وانمود کردند که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب این مراسم را سازماندهی کرده در حالی که بعد از 13 آذر شاهد اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست بودیم و برای همگان روشن شد که دانشجویان سوسیالیست نیز در این مراسم نقش داشتند.

با اوج گرفتن موج اعتراضات دانشجویی و در نظر گرفتن فضای اعتراضی دانشگاهها ما نیز جمعی از فعالین چپ کامیاران به صف دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیوستیم اما دیری نپایید که ماهیت غیر سوسیالیستی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای جنبش چپ و سوسیالیستی  مشخص شد,چهره واقعی خود را که در پشت نقاب چپ پنهان کرده بودند نمایان کردند.

سیاستهاو تاکتیک دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب همانا سیاست چپهای انحرافی بوده و هست که تنها به جنبش چپ دانشجویی و کارگری ضربه میزند و تلاش میکنند طبقه کارگر را همانند ابزاری در دست حزب مشخصی قرار دهند.

پیامد و اثرات ضربه اخیری که در 13 آذر به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب وارد شد عقب نشینی در این جنبش بود و آنچه منشا این معضل بود اعترافات هسته دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و فاش شدن فعالیت های آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی  آنان بود که با اهداف و آرمانهای چپ دانشجویی کاملا فاصله داشت و سکتاریسم عمل کردند و این همان به پیش گرفتن مشئ "حزب و قدرت سیاسیست".

صادق نبودن با توده,جدا دانستن خود از طبقه کارگر و در پیش گرفتن گرایشات غلط باعث متوقف شدن آلترناتیو  آنان شد  نمونه آن را همانگونه که مشاهده کردید در خبری که از سایت آزادی و برابری منعکس شد در رابطه با مراسم اول مه کامیاران بود و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب خود را برگزار کننده مراسم اعلام کردند این در حالیست که یک نفر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تنها به عنوان مهمان شرکت داشتند.

چپ در جنبش دانشجویی باید یک جنبش توده ای برای مطالبات وسیع دانشجوبان باشد,خود را از طبقه کارگر بداند و برای تحقق آرمانهای سوسیالیستی گام بر دارد.

بدینوسیله ما جمعی از فعالین چپ کامیاران و رفقای  کمیته اعتصاب اعلام میکنیم از این پس با عنوان آزادی خواهان و برابری طلبان کامیاران فعالیت نکرده و فعالیت ها و مبارزات سوسیالیستی خود را با  دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب جدا کرده ایم .

ما همراه با دانشجویان سوسیالیست سراسر کشور برای گام برداشتن به سوی  سوسیالیزم تلاش و مبارزه  کرده و از این به بعد با عنوان جمعی از سوسیالیست های کامیاران فعالیت میکنیم.

زنده باد سوسیالیسم

جمعی از سوسیالیست ها ی کامیاران

http://socialist-k.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:57  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

 

" دانشجویان سوسیالیست " پرچم مقابله با ضربه 13 آذر سال گذشته و بازسازی چپ در جنبش دانشجویی بر مبانی صحیح و حول یک استراتژی سوسیالیستی می باشد . راهبردی که با هدف ارتقاء دادن جنبشهای دموکراتیکی نظیر جنبش دانشجویی به جنبشهای ضد سرمایه داری و تبدیل آنها به متحد استراتژیک طبقه کارگر طرح و تبلیغ می گردد . مراکز ثقل اصلی چنین تحرکی اکنون به مراکز و محافل دانشجویی در شهرستانها منتقل شده اند که زمانی نقش چندانی در فعالیتهای جنبش دانشجویی نداشته اند اما امروزه با سردر گمی و ضعفی که فعالین چپ جنبش دانشجویی در تهران به آن دچار شده اند ، پرچم بازسازی چپ را برافراشته اند . بی تردید در پیش گرفتن این مسیر جز با نقد بی تخفیف و همه جانبه خطوط  و سبک کار ماجراجویانه و آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی ای که بر بخش عمده ای از چپ دانشجویی تهران ( " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " تهران ) حاکم بود میسر نمی باشد . اگر ما از منظر سوسیالیستی به نقد همه جانبه این خطوط دست نزنیم ، آنگاه این اشتباهات می تواند به مستمسکی در دست جریانات دست راستی برای  وارد کردن ضربه ای دیگر بر کل موجودیت و اعتبار چپ در جنبش دانشجویی بدل شود . این امر واکنش فرقه های فرصت طلبی که تا کنون با سرمایه و اعتبار چپ دانشجویی به قماری ابلهانه مشغول بوده اند را به دنبال داشته و خواهد داشت اما این های و هوی و برچسب زنیها ، خللی در عزم ما، مبنی بر نقد و افشای بدون تخفیف این جریانات ایجاد نخواهد کرد چرا که تثبیت راهبرد سوسیالیستی در جنبش دانشجویی جز از این مسیر میسر نخواهد بود.

بدین وسیله ما " دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس " ( شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود درسایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوفمان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس

 

شنبه 4 خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:57  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

به بهانه  سرمقاله  شماره یازدهم نشریه میلیتانت

محسن مومنی 

سرمقاله  میلیتانت شماره یازدهم با عنوان « اتحاد دانشجویان سوسیالیست را مستحکم کنیم!» بهانه ای گردید تا بدین وسیله از این رفقای گرامی و حسن توجهشان قدر دانی نماییم و نسبت به هرچه گسترده  ترشدن اتحاد نیروهای سوسیالیست  در اقصی نقاط کشور ابراز امیدواری نماییم.

در شرایطی که مجموعه جناح های راست، اعم از  پوزسیون  ، اپوزسیون پرو- رژیم و اپوزسیون پرو-غرب، در سرکوب نیروهای چپ  متحد بوده  و در بزنگاه های تاریخی و در  برابر جریانات عمیقا ضد سرمایه داری (در تمامی وجوه و ابعاد آن) ، بی درنگ هم پیمانِ استراتژیک و حافظ منافع یکدیگر گردیده اند، این وظیفه و ضرورت حاکم بر مناسبات نیروهای سوسیالیست و بر مبنای استراتژی واحد سوسیالیسم کارگری است که  در هر دو حیطه نظری و عملی ، متفق بوده و مشی وحدت همه نیروهای مبارز رادیکال چپ و سوسیالیست کارگری  را در در پیش بگیرند.

بازبینی تجربه ضربه اخیری که بر چپ دانشجویی فرود آمد کاملا موید این نکته است:  موضع مجموعه نیروهای راست و سعی در تشدید ضربه و بایکوت رسانه ای که در پیش گرفتند از یک سو، و عکس العمل گرایشات گوناگون چپ و اتحاد و هماهنگی نسبی که درحمایت از دانشجویان و علیه سرکوبگران صورت پذیرفت از سوی دیگر، ما را در درک ضرورت های حاکم بر شرایط ویژه تاریخی و ژئوپلتیکی  که در آن به سر می بریم یاری می رساند.

همانطور که رفقای میلیتانتی بیان داشته اند، روشن است که تداوم مبارزات سوسیالیست ها ، تنها با "اعلام موجودیت" و چند فعالیت و چند بیانیه مشترک تحقق نمی یابد و این مهم نیاز به فعالیت های مداوم و جدی و برنامه ریزی شده  در دو حیطه مبارزه  تئوریک و پراتیک دارد و عمیقا با بررسی و جمع بندی تجارب مبارزات نیروهای چپ و به ویژه تجربیات اخیر دانشجویان در سال های گذشته  پیوند نا گسستنی دارد.

تئوری و پراتیکی که بیان گر گسست قاطع  از مجموعه  گرایشات سکتاریست، رفرمیست ، سانتریست و غیر پرولتری  در جنبش سوسیالیستی باشد که خود را در لفافه  الفاظ  غلط انداز و توخالی پیچیده اند و عملا نه تنها اندک قدمی در پیشبرد جنبش سوسیالیستی بر نمی دارند، که به مثابه سدی در برابر کمترین پیشروی های آن ظاهر می گردند.

از این رو ما دانشجویان سوسیالیست سراسر ایران متقابلا  اعلام می کنیم که آمادگی هرگونه تبادل آرا و برنامه ریزی جهت هرگونه فعالیت مشترک و همکاری در راستای نیل به اهداف  گران سنگمان  را داریم که  بر مبنای تئوری  انقلابی  و استراتژی سوسیالیستی  کارگری تحقق می پذیرد و در این مسیر دست همه رفقای عزیزمان در اقصی نقاط کشور را به گرمی می فشاریم.

 

زنده باد سوسیالیسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:55  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

" امروز روز اول ماه مه عید رنجبران جهان است. امروز روزی است که رنجبران قدرت تشکیلاتی و اراده دفاع از حقوق و منافع طبقاتی خود را ظاهر می سازند. امروز در سراسر جهان، رنجبران کار را ترک می گویند و روز کار را جشن می گیرند. ..شعار انقلابی و سرود های بین المللی رنجبران تمام جهان را به تکان در می آورد... " هشتاد سال پیش در اول ماه مه ۱۳۰۷، حزب کمونیست وقت ایران در اعلامیه ای از کارگران و رنجبران ایران خواست که به مبارزه ی جهانی کارگران جهت احقاق حقوق خود بپيوندند . پس از گذشت اين هشتاد سال و وقوع رويدادها و تحولات اساسي در جامعه ايران ،  زنجيره مبارزات افتخارآميز و درخشان جنبش کارگري در ايران با نيرويي  بسي افزونتر ، صفوفي در هم فشرده تر و خود آگاهي اي به مراتب صيغل يافته تر کماکان ادامه دارد . امروزه به يمن مبارزات جنبش کارگري در ساليان اخير و به طور ويژه فعالين کارگري شهر سقز از سال 1383 ،  در خواست برگزاري مراسم غير دولتي و مستقل روز جهاني کارگر به خواسته اي تثبيت شده در اين جنبش بدل گشته است . کارگران در ايران در هرکجا که امکانش را بيابند راسا به اجراي حکم جهاني طبقه کارگر در مورد روز اول ماه مه يعني تعيين شدن آن به عنوان " روز کارگر " ، تعطيلي اين روز و  آزادي کارگران در انتخاب نوع برگزاري مراسم اين روز بر اساس تشخيص خود اقدام مي نمايند . برگزاري مراسم روز اول ماه مه بي ترديد لحظه اي در روند مبارزات بي وقفه طبقه کارگر است اما تاريخي که در پشت اين مناسبت جريان دارد و با خون و افتخار در هم آميخته است و جنبه و جايگاه نمادين اين روز ، به آن ارزشي ويژه و منحصر به فرد بخشيده است . " رزاي سرخ " در اين باره چه گويا و شفاف توضيح مي دهد  : " در حقيقت، چه می توانست به کارگران شهامت و ايمان بيشتری در قدرت خودشان بدهد تا يک توقف کار توده ای که آنها خودشان آنرا انتخاب کرده باشند؟ چه می توانست شهامت بيشتری به بردگان ابدی کارخانه ها و کارگاه ها بدهد تا فراخواندن گردانهای خودشان؟ پس ايده جشن پرولتاری بسرعت پذيرفته شد، و از استراليا، آغاز به گسترش در ديگر کشورها کرده تا سرانجام تمام جهان پرولتاری را فتح کرد... جشن گرفتن روز اول [ماه] مه بسادگی يک بار کافی بود، تا اينکه هر کس بفهمد و حس کند که روز اول [ماه] مه بايد يک نهاد سالانه و پيگير باشد... اولين [خواست اول ماه] مه پذيرش هشت ساعت در روز مطالبه کرد. ولی حتی پس از رسيدن به اين هدف، روز [اول ماه] مه از بين نخواهد رفت. تا زمانيکه مبارزه کارگر بر ضد بورژوازی و طبقه حاکم ادامه دارد، تا زمانيکه همه مطالبات پذيرفته نشده اند، روز [اول ماه] مه نموده سالانه اين مطالبات خواهد بود. و وقتي که روزهای بهتری سر زنند، وقتيکه طبقه کارگر جهان رستگاريش را بدست آورد- آنگاه هم بشريت احتمالاً روز [اول ماه] مه را به افتخار مبارزات تلخ و رنجهای بسيار گذشته جشن خواهد گرفت... " ( " منشاء روز اول ماه مه چه هستند ؟ " ، رزا لوکزامبورگ )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیا لیست در استقبال از تشکیل هسته های دانش آموزی چپ

 

 

بیانیه  جمعی با عنوان " دانش آموزان چپ شیراز " در آذر ماه سال گذشته در همبسنگی با دانشجویان چپ و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه حکومت و اعلام موجودیت جمعی دیگر با عنوان   " دانش آموزان سوسیالیست تبریز " (www.dtabriz.blogfa.com)  در چند روز گذشته و در دیار حیدر عمو اوغلی ها ،  جعفر پیشه وری ها و  صمد بهرنگی ها را می توان بمثابه بارقه هایی از آغاز دور جدیدی از  فعالیتها و مبارزات دانش آموزی و شکل گیری و رشد نسل جدیدی از دانش آموزان پیشرو و چپ محسوب داشت که می بایست با توجه و مسئولیت پذیری بسیار ، آغوشی باز و اشتیاقی شور انگیز به استقبال آن شتافت . حکومتی که با وجود سرکوب و کشتار کمونیستها در دهه شصت ، در چند سال گذشته شاهد شکل گیری نسل جدیدی از فعالین و روشنفکران چپ در دانشگاهها و در سطح جنبش دانشجویی بود  و با سرکوب وسیع آذرماه سال گذشته این حرکت ، گسترش دامنه بروز و نفوذ آن را تا مراکز دانشگاهی شهرستانهای کوچک دید ، اکنون باید ایجاد محافل دانش آموزان مبارز چپ  را نیز در مقابل خود ببیند . لیبرالهایی که در مقابل موج وسیع نفوذ چپ در جنبش دانشجویی آشکارا به سیاست پاپوش دوزی امنیتی برای فعالین چپ متوسل شده بودند و از سویی دیگر آنان را به " همکاری و ارتباط با حکومت " ( !!! ) متهم می کردند ، اکنون علاوه بر شکل گیری زنجیره جریانات چپ دانشجویی در شهرستانهای مختلف باید نظاره گر  ایجاد  هسته های دانش آموزی چپ نیز باشند . ما شکل گیری این جمعها را به رفقای دانش آموز خود در شیراز و تبریز تبریک گفته و ضمن آرزوی موفقیت و پیروزی در برداشتن گامهای بعدی ، از آنان می خواهیم که در طی این مسیر ما را نیز هم گام ، هم دوش  و در کنار خود بدانند .

برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ،  این نیروهای چپ و سوسیالیست بودند که  به سازماندهی دانش آموزان و مشارکت دادن آنها در فعالیت سیاسی دست زدند . در دهه 20 شمسی و در فضای نیمه دموکراتیک ناشی از چند پارگی قدرت ،  شبکه مدارس ایران نیز مانند دانشگاه  با تلاش مشترک  معلمان و دانش آموزان چپ به یکی از مراکز عمده مبارزه با استبداد و امپریالیسم تبدیل شدند .  بخش وسیعی از دانش آموزان در این دوره به شکل پیگیرانه به فعالیتهایی نظیر پخش شب نامه ، فروش روزنامه ، سازماندهی فعالین ، جمع آوری امضاء ، اداره کلاسهای مبارزه با بی سوادی ، تشکیل گروهای دسته جمعی و کوهنوردی و ....  می پرداختند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:0  توسط   | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی

نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع  مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در  ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد .  در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید  و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال  با نماینده هیات  " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری  "  در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم  به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و  به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نیز گرایش رفرمیستی و راست این جنبش ( بمثابه متحد استراتژیک جریان دوم خرداد ) در جهت ایجاد تشکل کارگری در چارچوب توافق نامه سازمان جهانی و وزارت کار به وجود آورد . شخصیتهای جریان چپ جنبش کارگری به ویژه محمود صالحی از خلال تلاشها و مبارزاتشان در جهت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه توانستند به شخصیتهایی با شهرت جهانی بدل گردند و حمایت  و همدلی تشکلها و نهادهای کارگری در سطح بین المللی و طبقه کارگر جهانی را به تلاشهای جنبش کارگری در ایران جلب نمایند . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری که اکنون به واسطه تحولات این سالها یکسره با نام و فعالیتها و مبارزات محمود صالحی تداعی می شود ، علاوه بر صف بندی در مقابل گرایش رفرمیستی در این جنبش که فعالیت خود را بر مبنای همکاری و سازش کار و سرمایه پی ریزی کرده بود ، توانست درک صنفی ، قشری و غیر سیاسی  از " کارگر " را دگرگون سازد و چهره ای اجتماعی و فعال و دخالتگر را از خود ارائه دهد : حمایت محمود صالحی از مبارزات بخشهای دیگر طبقه کارگر در ایران و سخنرانی درتجمعات آنها ، ارسال پیام برای زنان مبارز به مناسبات 8 مارس ( روز جهانی زن ) و همچنین دانشجویان چپ و سوسیالیست توسط محمود صالحی و همین به راه افتادن موج تحرکات حول موضوعات مربوط به طبقه کارگر و ایجاد کمپینها و کمیته های حمایت از محمود صالحی و سایر فعالین و مبارزات و اعتصابات در بخشهای مختلف طبقه کارگر و جامعه و ...  در امتداد چنین درک و تصویری شکل می گیرد . علاوه بر اینها ، آنچه در شهر  سقز ( بمثابه یکی از شهرهای منطقه کردستان ایران ) به واسطه حضور محمود صالحی و سایر فعالین پیشرو کارگری گذشت و به برگی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری ایران و سنتی نیرومند در این جنبش بدل شد ، جنبش کارگری در کردستان را به حلقه نیرومند جنبش کارگری در ایران و بستری برای تربیت رهبران و سازمان دهندگان سازش ناپذیر چپ در این جنبش تبدیل کرد تا حدی که حافظین منافع سرمایه به تشکیل جوخه های ترور  ضد  کارگری در این منطقه متوسل گردیدند و فعال کارگری  مجید حمیدی را در بیست و ششم مهر  سال گذشته در خیابانهای سنندج به گلوله بستند تا جنبش کارگری و کلیت جامعه را از حضور این رهبران محروم کنند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 21:36  توسط   | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 8 مارس ، روز جهانی زن

 

 

 

در آستانه صدمین سالگرد 8 مارس ، روز جهانی زن ، نه تنها زنان ایران همچنان تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی و قوانین ارتجاعی آن مورد بیشترین تبعیض جنسی و طبقاتی قرار می گیرند و از نظر اجتماعی – سیاسی در موقعیت درجه دوم قرار دارند ، بلکه این حکومت در آذر ماه  امسال ده ها تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست را که در طی چند سال اخیر پس از سالها اقدام به برگزاری مراسم هشت مارس در دانشگاه تهران نموده بودند را باز داشت و روانه زندانهای مخوف خود نمود و با هدف سرکوب حرکت چپ ، آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاهها که پرچم دار طرح مساله زن و مطالبه حقوق زن در سطح جنبش دانشجویی بود ، آنان را تحت شدید ترین فشارها و شکنجه ها قرار داد .

نظام کاپیتالیستی و مردسالارانه مذهبی شرایطی بسیار دشوار را بر زنان ایران تحمیل نموده است  اما فرودستی زنان که در سیستم سرمایه داری ریشه دارد ، مساله ای جهانی است و در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز  پدیده هایی نظیر خشونت ، ستم و آزار جنسی کماکان به حیات خود ادامه می هند چرا که توان و توسعه یافتگی سرمایه و هر درجه از انکشاف " مدرنیته " لزوما در تناظر با تضعیف و نابودی مردسالاری در جامعه قرار ندارد .dsocialist

جنبش زنان ایران یک جنبش عمومی با گرایشهای مختلف است که  اعتراضات و مبارزات هر روزه زنان ایران در مقابل این تبعیضات در قالب این جنبش بازتاب می یابد . در تاریخ معاصر ایران ، تهاجمات استبداد و ارتجاع به جامعه همواره از تعرض به حقوق و حرکت زنان در جامعه آغاز گشته است ؛ مساله ای که در چند سال گذشته نیز به وضوح شاهد آن بوده ایم  و این اهمیت و جایگاه این جنبش در تحولات جاری و کنونی جامعه را به ما نشان می دهد . در شرایط کنونی شاخه ای از جنبش اصلاح طلبی تحت عنوان " فمینیسم لیبرال " که در پیوند و اتحاد تنگاتنگ با " فمینیسم اسلامی " قرار دارد و در قالب " کمپین یک میلیون امضاء " به فعالیت مشغول است  ، در جنبش زنان دست بالا را دارد . این گرایش با روش " فرهنگی " و ارائه " تفاسیر " و " قرائتها " ی متفاوت از قوانین حاکم که پیش فرضهای سیاسی و فکری  اصلاح طلبان حکومتی و نیز " سیاست زدایی " از جنبش زنان را نیز به شکل ضمنی در خود حمل می کند ، در صد " تعدیل " قوانین زن ستیز موجود است . این کمپین که خود انعکاسی از شکست اصلاح طلبان حکومتی ، رانده شدن از حاکمیت و معلق ماندن آنها در فضایی بین حاکمیت و شبه اپوزیسیون است ، هم مبارزات جنبش زنان را در مقابل قوانین حاکم عقیم می گذارد و هم در بهترین حالت در جستجوی ایجاد تغییر تدریجی در بخش کوچکی از قوانین است و تاثیر گذاری خود بر موقعیت زنان را از این طریق دنبال می کند. این حرکت همچنین پایه شکل گیری گرایشی رفرمیستی در سطح جنبش دانشجویی گشته است که می کوشد تلاشهای خود در راستای این راهبرد لیبرالی را با عبارت پردازهای "چپ " تئوریزه  نماید .  در مقابل این گرایش سوسیالیستی در جنبش زنان است که می تواند رهایی زنان را به شکلی واقعی و ریشه ای تضمین نماید . این گرایش متشکل از تمامی زنان و مردان سوسیالیستی است که با جستجوی ریشه های ستمکشی زن در سطح جهان و در ایران تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی  در مناسبات کاپیتالیستی حاکم ، رهایی زنان را از طریق مبارزه طبقاتی پیگیر بر علیه نظام سرمایه داری دنبال می کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:22  توسط   | 

 

بیانیه در باره اعتراضات دانشگاه شیراز و بحثهای ایجاد شده پیرامون آن

 

اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز که حول مسایلی نظیر عزل یا استعفای رییس دانشگاه ،عزل شورای صنفی دست نشانده رییس فعلی دانشگاه ، فراهم آوردن امکانات دسترسی به اینترنت برای همه دانشجویان ، تجهیز و توسعه خوابگاهها و ... به راه افتاده است . تا کنون نزدیک به ده روز موفق و بی نظیر را پشت سر گذاشته است که در شرایط کنونی می توان آن را از حیث تداوم یافتن تا مدت زمانی بیش از یک هفته و شرکت توده و بدنه دانشجویی در اعتراضات تا همینجا هم به عنوان یک مورد و نمونه موفق مبارزات دانشجویی محسوب داشت . این اعتراضات در ادامه اعتراضات قبلی دانشجویان دانشگاه شیراز به "منشور اخلاقی" اعلام شده توسط رییس دانشگاه که منجر به تصرف کوتاه مدت دانشگاه توسط دانشجویان و لغو این منشور گردید ، قرار می گیرد. ما به عنوان یک نیروی مستقیما درگیر در این اعتراضات این موفقیت را به تمام دانشجویان دانشگاههای شیراز ، معترضین و حامیان آنها  تبریک گفته و عزم خود را برای شرکت در این مبارزه و کوشش جمعی تا تحقق تمام مطالبات دانشجویان اعلام می داریم . 

حوادث دانشگاه شیراز به طرح بحثهایی قدیمی در سطح جنبش دانشجویی منجر شده است که البته نخستین نشانه های آن با مباحثاتی که پیرامون " بیانیه دانشجویان لیبرال پیرامون حوادث کوی دانشگاه " آشکار گشت و صدور بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت پیرامون اعتراضات دانشگاه شیراز این بحثها را وارد مرحله ای دیگر نمود. بحث مطالبات و اعتراضات دانشجویی در مرکز این مجادلات قرار دارد : اینکه ماهیت اعتراضات دانشجویی صنفی است و برای حفظ امنیت فعالین و تداوم جنبش می بایست در این سطح باقی بماند و یا سیاسی است و باید در هرگام چرخش تندتری به سمت شعارهای سیاسی تر و انقلابی تر بیابد ؟ ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست و بر اساس سنت نظری و اجتماعی خود اعتقاد داریم که طرح موضوع به این طریق ، شکلی انتزاعی به بحث می دهد و این انقطاب در واقعیت مبارزات دانشجویی خود را نشان نداده و نمی دهد .  تاریخ مبارزات جنبش دانشجویی نشان داده است که موج اعتراض و مبارزه این جنبش می تواند حول موضوعاتی با ماهیتی صنفی یا سیاسی آغازگردد و جریان یابد : اعتراضات تیرماه 1378 در کوی دانشگاه تهران از همان آغاز در اعتراض به تعطیل شدن یک روزنامه به جریان افتاد اما حوادث خرداد ماه 1382 که مجددا در کوی دانشگاه اتفاق افتاد در اعتراض به کیفیت بد غذای خوابگاه آغاز گشت ؛ نخستین تظاهرات عظیم دانشجویی در ترکیه در سال 1965 (1344) در اعتراض به قتل دو کارگر معدن در منظقه "کوزلو" آغاز شد و در مراحل بعدی در مقابل فاشیزم ترک ، کاپیتالیسم و ناتو قد علم کرد. خیزش دانشجویی 1968 فرانسه در آغاز حول  اعتراض به مسایلی نظیر محدودیتهای ایجاد شده در آمد و شد بین خوابگاههای دانشجویان دختر و پسر، فقدان امکانات و پایین بودن بودجه بخش دانشگاهی و در مقابل سرمایه گذاری بیش از اندازه برای طرحهای استفاده از انرژی اتمی و ... به حرکت در آمد و در فازهایی دیگر  امپریالیسم ، جنگ افروزی در ویتنام و مناسبات جامعه کاپیتالیستی را نشانه رفت . بدین ترتیب واقعیت مبارزات دانشجویی در غالب موارد ترکیبی از این سطوح را در بر می گیرد اما آنچه بدیهی است این نکته است که آنچه تاریخا جنبش دانشجویی را به موقعیت کنونی اش در سطح جهان برکشانده است فراروی آن از مطالبات صنفی و قشری ، پیوند یافتن آن با جنبشهای عمومی ، جنبه سیاسی آن و نقشی است که در مقابل کل جامعه ایفا می کند. اینکه جنبش سنتا به ویژه در کشورهای استبداد زده ای مانند ایران بی درنگ از دفاع از حقوق قشر دانشجو فراتر رفته و مستقیما درگیر مبارزه سیاسی می شود و به این اعتبار فعالترین مبارزان سیاسی و پیشروان فکری را به جامعه تحویل می دهد ، نکته ای بدیهی است که گویا حتی "دادگاه انقلاب " شهر شیراز که اقدام به احضار دوازده نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز نموده است ، آن را بهتر از دانشجویان لیبرال و سازمان ادوار تحکیم وحدت می فهمد. بدین ترتیب مطالبات صنفی علاوه بر اینکه به شکل درخود و در جهت دستیابی به امکانات بهتر برای ارتقای سطح زندگی توده دانشجو دارای ارزش و اهمیت می باشد ، هم می تواند بمثابه جرقه ای برای شروع موج مبارزات دانشجویی مدنظر قرار گیرد و هم اینکه کانال ارتباطی فعالین سیاسی و پیشروان دانشجویی را با بدنه این جنبش فراهم آورد . و این آخری مساله ای است که عدم توجه کافی به آن از ضعفهای اساسی جنبش دانشجویی ایران است چرا که اگر حرکتی وسیع و با مشارکت توده ای و متشکل از پایین وجود نداشته باشد ، جنبش در معنای واقعی آن شکل نمی گیرد و بدون وجود چنین جنبشی ، صادقترین پیشتازان در عرصه تبلیغ و ترویج محدود مانده و از لحاظ اجتماعی کم تاثیر می مانند . تجربه موفق "سازمان دانشجویان دانشگاه تهران" که به همت و ابتکار فعالین چپ در خرداد ماه 1329 حول مسایل صنفی و با شرکت شرکت سازمانهای دانشجویی دانشکده های مختلف و کوی دانشگاه تهران حول مسایل صنفی شکل گرفت از این جهت حائز اهمیت و توجه است . همانطور که اشاره شد فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز تا کنون در این زمینه با موفقیت عمل کرده اند و علی رغم کشیده شدن اعتراضات به هفته دوم ، می توانند روی حضور و همراهی بدنه دانشجویی حساب کنند.

دانشجویان سوسیالیست شیوه متمایز برخورد خود را با مسایلی از این دست بر مبنای نقد دو رویکرد انحرافی دیگر در این زمینه استوار می کنند :

1-رویکرد لیبرالها و اصلاح طلبان حکومتی : حدود یک دهه پیش جریانی در صحنه سیاست ایران ظهور کرد که از همان ابتدا از همان آغاز از محافل حکومتی تجاوز کرده و بخشهای رفرمیست و نیم بند اپوزیسیون را نیز در بر گرفت . به این اعتبار این حرکت افرادی را در بر گرفت که تقلای خود برای راهیابی به حاکمیت را " گذار به دموکراسی " نام نهادند و افرادی که با حفظ اتیکت "لیبرال سکولار" به پشتیبانی از اصلاحات دولتی برخاسته و این حرکت را در ادامه خود منتج به شکل گیری " جمهوری تمام عیار" دانستند و بعدها در اثر فشار واقعیتها نواهای دیگری سر دادند . تاثیرات این جریان در فضای آنتی سوسیالیستی حاکم به همه جنبشهای اجتماعی موجود در ایران و به ویژه جنبش دانشجویی که با حضور مجموعه انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت مهمترین پایگاه اجتماعی واقعا موجود اصلاح طلبان حکومتی و لیبرالها محسوب می شد تسری یافت . امروزه نیز با وجود آنکه خطوط سیاسی دفتر تحکیم وحدت و حتی.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:28  توسط   |